محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
555
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و محافظت ملت مستقيم نواب شما از آنجانب با موكب ظفر پناه و ما از اين طرف با سپاه كينه خواه متوجه قلع و قمع مادهء فساد اين طبقهء فاسد الاعتقاد گرديم و اين زمرهء فجره كه مورد كريمه « أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ » « 1 » اند از ميان برداريم پس از آن هر شهر و ولايت و هر ناحيه [ 303 ] و مملكت كه از ممالك ايران سابقا در تصرف اولياء دولت آن دودمان عظيم الشأن بوده و بعضى از ولايت روم كه قريب بسرحد ايرانست ، بر نواب شما مسلم داريم و بتملك و تصرف ملازمان عالى گذاريم و من بعد فيما بين ما و شما بيگانگى به يگانگى مبدل گرديده طريقهء عهد و پيمان و وثيقه محبت و ايقان بشرايط حلفه و ايمان مؤكد و مستحكم بوده بنوعى در صيانت و حراست آن بكوشيم كه تا انقراض دهور و اعوام و انقطاع شهور و ايام از شائبهء خلل و داهيهء « 2 » زلل محفوط و مضبوط ماند . و نواب كامياب در جواب فرمودند كه : قطع نظر از اين مقدمات ما را در امداد و اعانت شما مضايقه نيست و حال آنكه شيوهء قديمه و شيمهء كريمه سلسلهء جليلهء ما اينست كه هر كه از سلاطين روى زمين « 3 » كه دست توسل و اعتصام بذيل عاطفت ما زده و از نواب اين آستان قدسى مكان استعانت نموده بنوعى ملحوظ نظر اعتبار گرديده كه محسود جميع سلاطين و خواقين گشته و حسب المرام بر مدعيات « 4 » و امنيات خود كامكار گرديد « 5 » اما درين وقت ، جنود ظفر ورود نواب نصرت آيات ما را يساق خراسان در پيش است و فرصت تمشيت اين مهم نيست . انشاء اللّه تعالى بعد از فتح آن مملكت و ضبط و نسق آنولايت ، نواب ما را نيز خود داعيهء تماشاى آن حدود هست و ايلچى را خلعت لايق داده رخصت انصراف داد « 6 »
--> ( 1 ) - سورهء 5 - آيهء 60 . هر دو نسخه ( اولئك هم شر مكانا و اضل سبيلا ) به قياس قرآن مجيد تصحيح گرديد ( 2 ) - واهيه ( 3 ) - روزمين ( 4 ) - مدعيات خود ( 5 ) - م : كرده ( 6 ) - داده و